برای دریافت ناتیفیکیشنهای مربوط به آخرین فیلمها و آپدیتهای جدید آنها، کافی است دسترسی به اطلاعیهها رو فعال کنی. اینطوری همیشه از جدیدترین تغییرات باخبر میمونی!
دوقلوها، نقش های دوگانه و کلون ها، ایده ی چالشی و رشد یافته ی سینما
منتشر شده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴
0 بازدید
با گذشت زمان و پیشرفت تکنولوژی، هالیوود فرصت اینو پیدا کرده که نقش های دوگانه یا شخصیت های دوقلو رو افزایش بده و ازشون چیزی فراتر از اونچه که توی کارای نه چندان با کیفیت گذشته میدیدم، بسازه. منظور از نقش دوقلو، زمانیه که یک بازیگر، به تنهایی باید نقش دو یا چند نفر که به لحاظ ظاهری شبیه همدیگه هستن رو بازی کنه و در بسیاری از سکانس ها، این دو نفر ممکنه کاملا در مقابل یا کنار همدیگه قرار بگیرن و با هم تعامل داشته باشن.
دلیل بیشتر شدن این مدل نقش ها، پیشرفت تکنولوژیه که به کارگردانا اجازه میده به راحتی، چنین صحنه هایی رو خلق کنن و برخی عقیده دارن که از این به بعد میتونیم شاهد تعداد بیشتری از این مدل فیلما باشیم.
برای سال های طولانی، نقش های دو قلو، صرفا جنبه ی طنز داشتن و اونقدر به شکل ناشیانه ای پرداخت میشدن که معمولا برای یک کار درام یا جدی، چنین ریسکی انجام نمیشد که بیان از یک بازیگر، برای بازی نقش دو نفر استفاده کنن. بنا به گزارش جدیدی که از گاردین منتشر شده، امسال قراره رابرت دنیرو رو در فیلم شوالیه ی آلتو شاهد باشیم که نقش دو نفر رو بازی میکنه و همچنین مایل بی جردن که به عنوان دوقلوهای نقش اول فیلم گناهکاران ماوراطبیعی، بازی میکنه. به جز این دو، چند مورد دیگه هم نوید داده شدن که باید دید که قراره چه خروجی ای داشته باشن.
چیزی که صحبت کردن درمورد این ایده رو داغ کرده، ایده های جدیدی هست که فیلمسازا برای نشون دادن دو نفر در یک صحنه است. در یک تکنیک قدیمی با عنوان The Parent Trap، معمولا کادر رو به دو قسمت تقسیم میکنن و بازیگر، نقش هر فرد رو به طور جداگانه بازی میکنه و بعد، این دو بازی، در کنار همدیگه ادغام میشن. محدودیت های این روش، مربوط به صحنه ی پشت سرشون هست و چندان اجازه مانور نمیده تا دوربین رو حرکت بدید.
این اصطلاح از فیلم The Parent Trap یا تله ی والدین گرفته شده. این تکنیک وابستگی زیادی به جلوه های ویژه داره و کمک میکنه تا بازیگرا طوری به نمایش در بیان که انگار دو فرد متفاوت هستن.
تکنیک دیگه ای که برای خلق چنین صحنه هایی مورد استفاده قرار میگیره، اصطلاحا Body Double است که تکنیک به مراتب ناشیانه تری به حساب میاد و فیلمسازای امروزی، چندان مجبور به استفاده ازش نیستن. در جریان این کار، وقتی که نیازه تا هر دو کاراکتر، توی یک صحنه ظاهر بشن، بازیگر و بدلش پشت به دوربین یا درحالیکه چهره شون مشخص نیست ظاهر میشن.
تکنولوژی UFX یا جلوه های ویژه، کمک کرده تا فیلمسازا بتونن سراغ ایده های به مراتب پیچیده برن و عملا داره زیرشاخه های جدیدی پیدا میکنه. یکی از این زیر شاخه ها، استفاده از ماسک صورته و اینطوریه که بازیگر و بدلش، نقش شخصیت های دوقلو رو بازی میکنن و در ادامه و به کمک جلوه های ویژه، صورت بازیگر، روی صورت بدلش قرار میگیره. برای اینکار لازمه یه اسکن سه بعدی از صورت بازیگر به دست بیاد و از یه نرم افزار مناسب، برای انتقالش به روی صورت بدل، استفاده کرد. این پدیده شاید تا چند سال پیش، همچنان مرموز و عجیب جلوه میکرد اما با همه گیر شدن ابزارهای ساخت دیپ فیک، بیننده ی غیر حرفه ای هم ممکنه به وجود این نوع جلوه پی ببره یا حتی نسبت به نقص های اجرای چنین ایده ای حساسیت پیدا کنه.
شاید بهترین و طبیعی ترین ایده رو بشه Motion Control در نظر گرفت که در جریانش، حرکت دوربین حفظ میشه؛ یعنی دوربین باید بتونه توی تکرار صحنه، دقیقا همون مسیر سابق رو طی کنه. بازیگر، دو برداشت رو انجام میده. یکبار به عنوان کلون اول و بعد نقش کلون دوم رو بازی میکنه و در ادامه، این تصاویر، در هم ادغام میشن. دقت این روش، خیلی بالاست اما مشکلات خاص خودشو هم میتونه داشته باشه.
مشکلات این روش، تا حدی به هزینه ها و میزان زمان بر بودنش برمیگرده. بازیگر شما قراره نقش دو نفر رو بازی کنه و باید متناسب با همین موضوع حقوق بگیره. وقتی که کلون ها شامل نقش های اصلی بشن، این هزینه میتونه کمابیش زیاد بشه. دوم اینکه برای اجرای این ایده، به تجهیزاتی نیازه که هزینه های خاص خودشون رو دارن.
برنامه ریزی صحیح برای استفاده از همچین تکنیکی، وقت و انرژی زیادی نیاز داره و عملا باعث طولانی تر شدن فرآیند تولید میشه.
شما نمی تونید در حین ضبط، تغییر و تنوع خاصی برخلاف تنظیمات اولیه پیاده کنید و کافیه تصمیم بگیرید که سراغ یه صحنه ی پیچیده و پرجزئیات برید؛ در این حالت، ممکنه تنظیم حرکت دوربین، به مراتب دشوارتر بشه یا غیر ممکن به نظر برسه.
تغییرات ناگهانی در نحوه ی ضبط صحنه ها، به خودی خود موضوع رایجی در دنیای فیلم سازی به حساب میان و این تکنیک رو میشه یکی از انعطاف ناپذیرترین روش ها درنظر گرفت.
با وجود تمام این مشکلات، استفاده از یک بازیگر برای بازی نقش دو کاراکتر یا بیشتر، تقریبا سن و سالی به اندازه ی خوده صنعت سینما داره.
بیزاری و بدبینی نسبت به جلوه های ویژه ی دیجیتالی هنوز هم ممکنه جزء رویکردهای کارگردانای امروزی باشه اما افرادی هم هستن که با خوشبینی به سراغ این روش رفتن و عقیده دارن که در صورت ساختن یک پایه ی عملی قوی، میشه از این تکنولوژی، به موثرترین شکل ممکن بهره برد. این موضوع، نیاز به حساسیت نشون دادن نسبت به نورپردازی و حفظ ثباتش، ایجاد قاب های دقیق و ایجاد یک ترکیب بندی باورپذیر داره.
جمع بندی
تکنولوژی دیپ فیک، تا چند سال پیش حتی جزو گزینه ی پنجم فیمسازا هم نبود و بیشتر ترجیح میدادن که از چهره هایی کاملا واقعی و بدون کمک نرم افزار استفاده کنن. استفاده از دیپ فیک، ترس اینو ایجاد میکرد که قراره فیگورهای فیک با لبه های نخ نما و کلاژگونه درست شن و به جای همراه کردن مخاطب با فیلم، باعث به مسخره گرفته شدن صحنه بشن.
اما در حال حاضر، ما توی دوره ای هستیم که ابزارهایی مثل دیپ فیک، گسترش پیدا کرده و استفاده ی صحیح و ظریف از این روش میتونه باعث صرفه جویی بیشتری در زمان و سرمایه ی مورد نیاز برای تولید همچین فیلمایی بشه.