برای دریافت ناتیفیکیشنهای مربوط به آخرین فیلمها و آپدیتهای جدید آنها، کافی است دسترسی به اطلاعیهها رو فعال کنی. اینطوری همیشه از جدیدترین تغییرات باخبر میمونی!
ناگفتههای جدا شدن واکین فینیکس از پروژهی تاد هینز
منتشر شده در تاریخ ۲۴ دی ۱۴۰۳
0 بازدید
ناگفتههای جدا شدن واکین فینیکس از پروژهی تاد هینز
اواسط اوت 2024، خبری منتشر شد درمورد اینکه واکین فینیکس، از یه پروژه جدا شده و حسابی کارگردانو عصبانی کرده و این درحالی بوده که خوده فینیکس، نقش مهمی توی پیشبرد پروژه داشته.
این خبر، باعث بازخوردای زیادی شده چرا که واکین فینیکس تقریبا از بعد انتشار جوکر 2019 تا امسال که قراره “جنون مشترک” منتشر بشه، حسابی زیر ذرهبینه و نسل جدیدی از طرفدارای خودشو پیدا کرده.
این مطلب میتونست صرفا ترجمهای از یه خبر یا بازخورد باشه که نسبت به این اتفاق صورت گرفته اما بهعنوان یه فردی که بازی واکین فینیکسو دوست داره و چه کارای قدیمی و چه بازیهای جدیدش رو تحسین میکنه، ترجیحا مسیر پچپچ کردن رو در پیش گرفتم و فکر میکنم چیزای زیادی وجود داره که درمورد واکین فینیکس، نادیده گرفته شده.
قضیه از این قراره که واکین فینیکس قرارداد بسته تا توی فیلم تاد هینز بازی کنه. اسم فیلم معلوم نیست اما ظاهرا قرار بوده نقش یه فرد همجنسگرا رو بازی کنه و بازیگر مقابلش هم یه فرد سیاه پوسته.
حتی بخشایی از فیلم هم ضبط میشه اما واکین فینیکس، قرارداد رو زیر پا میذاره و از پروژه کنار میکشه. این کارش باعث میشه تا بعضیا اونو به مودی بودن متهم کنن، اما اینو درنظر بگیرید که الان زمانیه که سازندهها میتونن از واکین فینیکس شکایت کنن و غرامت خوبی هم ازش بگیرن. بعضیا میگن که خب واکین فینیکس یه بازیگر گرونه و کلی پول بابت جنون مشترک به جیب زده و براش سنگین نیست که بخواد غرامت این تیمو پرداخت کنه اما بعید میدونم که تمام این ماجرا صرفا از مودی بودن واکین فینیکس نشات بگیره.
توی سال 2023، فینیکس یه فیلم بسیار شکستخورده بازی کرده، به اسم ناپلئون که خیلیا منتظرش بودن؛ اما بهرغم ایدهی جالب و وسوسه کننده، امتیازای خوبی از طرف منتقدا و بینندههاش نگرفت و نسبت فروشش به میزان هزینهای که براش شد هم بسیاربسیار کم بود.
\
اینطور که میگن، فینیکس دوست داشت از این پروژه هم جدا بشه و تقریبا ازش دلسرد شده بود. حالا که به نتیجهاش نگاه میکنیم میشه گفت حق داشته و شاید حدس میزده که این پروژه، قرار نیست خروجی چندان جالبی داشته باشه.
آخرین کار شناخته شدهی تاد هینز، می دسمبر هست که سال گذشته منتشر شد و بازیگر سرشناسی مثل ناتالی پورتمنو داشت.
محتوای این داستان هم بهنوبهی خودش بحث برانگیزه و بهسراغ موضوع پدوفیلی رفته؛ ولی هرچند فروش خیلی خوبی رو تجربه کرده اما این یه فیلم کمهزینه بهحساب میاد و با وجود تحسینای زیادی که در زمان انتشارش گرفته، اگه به امتیازایی که توی سایتای نقد گرفته دقت کنید، اونقدرا هم کار موفقی نبوده.
موضوعی مثل تقبیح افراد پدوفیل، توی جوامع کاتولیک که به حقوق بچهها اهمیت زیادی میدن و نگران رواج این موضوع هستن میتونه به سرعت تحسین برانگیز ظاهر بشه حتی اگر یه فیلم با کیفیت نهچندان دندونگیر باشه. می دسمبر حتی با وجود فردی مثل ناتالی پورتمن هم یه کار متوسط رو به پایینه و این فقط نظر من نیست. امتیاز 6.8 از 10 توی سایت IMDb امتیاز یه فیلم قوی نیست.
فکر میکنم واکین فینیکس همکاریش با این کارگردان رو شروع کرده چون دوست داشته یه نقش متفاوت رو تجربه کنه که پیش از این، توی موقعیتش قرار نگرفته اما نتونسته با افکار و خواستههای هینز کنار بیاد. هینز یه کارگردان همجنسگراست و کاراش هم معروفن به اینکه به دغدغههای زنان و مسائل جنسی خاص پرداخته و سعی میکنه نوعی همدلی رو بین بیننده و افراد خاص جامعه ایجاد کنه.
چنانچه به افکار و رویه های خاصی که واکین فینیکس، مخصوصا توی دههی اخیر درپیش گرفته توجه کنید، تضادهای خاصی رو میتونید ببینید که جدا شدنش نهتنها از همچین کارگردانی بلکه حتی بقیهی رفتارهای عجیبشو توجیه میکنه.
اینطور که میگن، فینیکس حتی در برههای دوست داشته از کار جوکر هم کنار بکشه و از پروژه دلسرد شده.
فینیکس از اون بازیگرایی هست که دوست داره جهانبینی خودشو تبلیغ و زندگی کنه و بعد از تبدیل شدنش به یه بازیگر بسیار سرشناس در دههی اخیر، میشه دید که افکار و یا بهقولا ایدئولوژیهای خودشو توی بعضی از فیلمایی که بازی کرده، بخصوص فیلمایی که یه کارگردان تازهکار یا کمتر مطرح پشتشه، تونسته پیاده کنه. فیلما تبدیل شدن به امضای شخصیای از افکار و جهانبینی واکین فینیکس که شاید برای افرادی که با فینیکس یهسری عقیدهی مشترک دارن، جالب و تحسین برانگیز باشه اما فکر نمیکنم لزوما روش جالبی برای یه بازیگر بهحساب بیاد.
بازیگرا همیشه صدای رسایی برای گفتن عقاید و نظرات خودشون دارن و میتونن فیلمایی که بازی کردن رو نقد کنن و حتی درمورد اتفاقاتی که پشت صحنه میوفته افشاگری کنن یا عملکرد یه کارگردان رو زیر سوال ببرن. سینما یه فضای هنریه و نمیتونیم انتظار داشته باشیم که فیلما خودشونو محدود کنن به ترویج و تبلیغ یک ایدئولوژی خاص. مثلا فینیکس یه فرد گیاهخواره و این شرطو با سازندهها میذاره که توی فیلم از غذاهای گیاهی استفاده کنن.
الان شما فیلم مریم مجدلیه رو ببینید. چیزی نمونده بود که بگن مسیح یه فرد گیاهخوار بوده و از قربانی کردن حیوونا خوشش نمیاومده یا مسیح، بهدنبال برابری زن و مرد بوده و رسم زیاد بچه زاییدن رو تقبیح کرده.
جمعبندی
کاری که فینیکس داره بهعنوان یه بازیگر انجام میده، تحمیل کردن ایدئولوژی خودش به سینماست. این کارش لزوما باعث نمیشه که سینما به سمتوسوی خوبی بره بلکه باعث میشه تا کارگردانایی که مهارت و استعداد زیادی ندارن اما دنبال فروش بیشتر و شهرت هستن، بتونن با اطاعت از فینیکس، کاری کنن که یه اثر پرفروش (نسبت به کارای نهچندان پرفروش رزومهشون) توی کارنامهشون ظاهر بشه. این روش فینیکس، صرفا باعث میشه تا نتونه با افراد حرفهای کار کنه و فیلمای دیدنی و جالبی رو به کارنامهاش اضافه کنه.